مقبره تیانشوی محل دفن یک مقام ناشناس سغدی است که در سلسله سویی چین زندگی میکرد و درگذشت و قطعه مرکزی آن یک تخت سنگی تراشیده شده برای تشییع جنازه است که در سال ۱۹۸۲ در شیماپینگ، در حاشیه جنوبی شهر تیانشوی در گانسو، کشف شد. این تخت، یک تخت سنگی برجسته است که توسط صفحهای از تخته سنگهای تراشیده شده احاطه شده است و متعلق به قرن ششم و اوایل قرن هفتم میلادی است، زمانی که خانوادههای بازرگانان آسیای مرکزی در اعماق شمال چین ساکن شده بودند. از آنجا که هیچ سنگ نوشتهای برای نام بردن از صاحب آن باقی نمانده است، این بنای تاریخی صرفاً با نام محل کشف آن شناخته میشود، که گاهی اوقات به عنوان مقبره شیماپینگ (石马坪粟特墓) شناخته میشود.
آنچه تخت تیانشویی را قابل توجه میکند ، طلا یا پولک نیست، بلکه داستان حک شده بر روی سنگ آن است. پنلهای آن شکار، جشن و نوشیدن و - گویاتر از همه - صحنههایی از پرستش آتش را نشان میدهند که از آیین زرتشتی گرفته شده است که اجداد متوفی از آسیای مرکزی به شرق آورده بودند . این یکی از معدود تختهای تدفین چینی-سغدی شناخته شده است و از معدود تختهایی است که قدمت آنها به سلسلههای سوئی و نه سلسلههای شمالی اولیه برمیگردد.
مقبره تیانشویی چیست؟
مقبره تیانشوی ( به چینی : 天水粟特墓) یک بنای یادبود سغدی مربوط به سلسله سوئی (۵۸۱–۶۱۸ میلادی) است که در سال ۱۹۸۲ در منطقه شیماپینگ تیانشوی، شهری در بالای رودخانه وی در شرق گانسو، شمال غربی چین کشف شد. شیء مشخص آن یک تخت سنگی مخصوص تشییع جنازه است - در زبان چینی شیتای گریان (围屏石榻)، به معنای واقعی کلمه "تخت سنگی دارای پرده" - که شامل یک سکوی مستطیل شکل کوتاه است که از سه طرف توسط تخته سنگهای عمودی تراشیده شده با نقش برجسته احاطه شده است . مردگان را روی سکو میخواباندند؛ تخته سنگها یک پرده تصویری در اطراف آنها تشکیل میدادند.
در کنار کاناپه، کاوشگران یک گیره موی طلایی و یک آینه برنزی کشف کردند، اشیایی کوچک اما گویا که نشان میدهد یک مرد و همسرش روی تخت در کنار هم به خاک سپرده شدهاند. این یافتهها اکنون در موزه شهر تیانشویی نگهداری میشوند (برخی از کاتالوگها این مواد را با مجموعههای استانی گانسو مرتبط میدانند). این مقبره از جمله نمونههای اصلی تدفینهای سغدی در چین محسوب میشود، گروهی کوچک و مورد مطالعه که نحوه درک مورخان از پراکندگی آسیای مرکزی در امتداد مسیرهای تجاری را متحول کرده است.

سغدیان در جاده ابریشم چه کسانی بودند؟
مردمی که مقبرههایی مانند این را سفارش دادند، سغدیها بودند ، مردمی ایرانیزبان که سرزمین مادریشان، سغدیانا ، بین رودخانههای آمودریا و سیحون در جایی که اکنون ازبکستان و تاجیکستان است ، قرار داشت و مرکز آن شهرهایی مانند سمرقند و بخارا بود. تقریباً از قرن سوم تا هشتم میلادی، سغدیها واسطههای بزرگ جاده ابریشم بودند و تجارت کاروانی را که چین را به آسیای مرکزی، ایران و فراتر از آن متصل میکرد، اداره میکردند. جوامع قابل توجهی از سغدیها در شهرهای شمال چین رشد کردند، جایی که اعضای آنها به عنوان تاجر، مترجم، سرباز و مقام رسمی خدمت میکردند.
نه نام خانوادگی ژائو
سغدیانی که در چین ساکن شدند، نامهای خانوادگی چینی از نام شهرهای زادگاهشان گرفته شد، مجموعهای که در مجموع به عنوان نه نام خانوادگی ژائو (昭武九姓) شناخته میشود. کانگ نماد سمرقند، آن نماد بخارا، شی نماد چاچ ( تاشکند امروزی )، کائو نماد کبودان، می نماد میمرغ و غیره بود. بسیاری از رهبران این جوامع، منصب سابائو (薩保) را داشتند، یک پست دولتی که آنها را به عنوان رئیس شناخته شده سکونتگاه محلی سغدی تبدیل میکرد. صاحب تخت تیانشویی متعلق به این دنیای آسیای مرکزیِ جذب شده بود - چینی در لباس و اداره، اما همچنان هنر تشییع جنازه و تصاویر مذهبی سرزمین اجدادی خود را حفظ کرده بود .
خواندن روی کاناپه سنگی تراشیده شده
صفحه نمایش کاناپه تیانشویی تقریباً مانند یک روایت گرافیکی از زندگی یک سغدی ممتاز است. تخته سنگهای آن، مجموعه استاندارد این بناهای تاریخی را در خود جای دادهاند : شکار سواره در تعقیب شکار، ضیافتهای زیر سایبانها، شرابخواری و موسیقی، و دستههای پیکرههایی با لباسهای آسیای مرکزی. اینها همزمان صحنههایی از زندگیای هستند که مرده گذرانده و تصاویری از بهشتی که امیدوار بود وارد آن شود - کاناپه، زندگینامه و زندگی پس از مرگ را در یک برنامه حکاکی شده واحد خلاصه میکند.
در سراسر این تصاویر، مهر بیچون و چرای زرتشت ، دین ارجمند آتش در سرزمین سغد، دیده میشود. محققانی که پرده تیانشویی را مطالعه کردهاند، صحنههای تقدیس را که بر روی محرابهای آتش متمرکز شدهاند، نوعی تصویرسازی آیینی میدانند که این تخت را به عنوان بنای یادبود خانوادهای که حتی پس از نسلها در چین، آیینهای آسیای مرکزی را حفظ کردند، نشان میدهد. دقیقاً همین تلفیق - فرم مبلمان چینی ، محتوای سغدی و زرتشتی - است که تختهای چینی-سغدی را به چنین اسناد ارزشمندی تبدیل میکند.

از کجا بدانیم که این مقبره مربوط به سغدیها است، نه چینیهای جنگطلب؟
روایتهای قدیمیتر و رایجتر از «مقبره تیانشویی» آن را به طرز بدی توصیف کردهاند - آن را در دوره ایالتهای جنگجو یا اوایل سلسله هان از قرن سوم تا دوم پیش از میلاد قرار میدهند، کشف تصادفی آن توسط کشاورزان در سال ۲۰۰۴ را به آن نسبت میدهند و آن را پر از ارابه ، سفال و صدها کالای مربوط به گورهای جنگی میدانند. هیچکدام از اینها دقیق نیستند. بنایی که باستانشناسان و مورخان هنر در واقع مطالعه میکنند، یک گور متعلق به سلسله سوئی از قرن ششم تا هفتم میلادی است که در سال ۱۹۸۲ کشف شد و ویژگی بارز آن یک تخت سنگی تراشیده شده برای تشییع جنازه است، نه یک زرادخانه جنگجو.
شواهد سغدی بودن این مقبره در خود کاناپه نهفته است. شکل آن - تخت سنگیِ پوشیده شده - و شمایلنگاری آن از شکار، ضیافت و تقدیس محراب آتش، با کاناپههای سغدیِ با تاریخگذاری دقیق که در جاهای دیگر شمال چین کاوش شدهاند، مطابقت دارند. تعدادی از این کاناپهها با سنگنوشتههایی همراه بودند که نام صاحبان آسیای مرکزی خود را ذکر میکردند. در کنار اینها، کاناپه تیانشویی نیز به طور واضح در همان خانواده قرار میگیرد، عضوی ناشناس اما اصیل از گروه چینی-سغدی. در همین حال، گیره موی طلایی و آینه برنزی، مناسب دفن یک زوج در قرن ششم هستند، نه یک گور جنگیِ ایالات متخاصم.
کاناپه تیانشویی در میان مقبرههای سغدی چین
بنای تیانشویی یکی از تقریباً دوازده تخت و تابوت تدفینی چینی-سغدی است که از چین شناخته شده است و بیشتر معنای خود را زمانی به دست میآورد که در مقایسه با اعضای بهتر حفظ شده این گروه خوانده شود. تخت آن جیا (۵۷۹ میلادی) و تابوت ویرکاک، که مقبره ویرکاک نیز نامیده میشود (۵۸۰ میلادی)، هر دو از شیآن ، سنگ محک هستند - با حکاکیهای غنی، تاریخگذاری دقیق و همراه با سنگ نوشتهها. پنلهای پراکنده تخت تدفین آنیانگ ، که اکنون بین موزههای بوستون، پاریس و جاهای دیگر تقسیم شده است، این الگو را گسترش میدهند، همانطور که تخت سادهتر آن بی ، یک منشی معمولی سغدی که در سال ۵۸۹ میلادی درگذشت، نیز این الگو را گسترش میدهد.
در مقابل آن گروه، کاناپه تیانشویی به دلیل قدمتش برجسته است. در حالی که بیشتر کاناپههای مشهور متعلق به سلسلههای شمالی چی و شمالی ژو از اواسط تا اواخر قرن ششم هستند، بنای تیانشویی به سلسله کوتاهمدت سوئی میرسد که چین را در سال ۵۸۱ دوباره متحد کرد. این نشان میدهد که سنت کاناپه با پرده سغدی با سلسلههای شمالی پایان نیافته، بلکه به امپراتوری متحد شده ، حتی در یک شهر ایالتی در بالای رودخانه وی و نه در یک پایتخت بزرگ، ادامه یافته است.

چرا مقبره تیانشویی اهمیت دارد؟
با وجود اینکه صاحب آن ناشناس است، مقبره تیانشویی شاهد ارزشمندی از گستردگی و تداوم پراکندگی سغدیان است. این مقبره، خانوادهای از آسیای مرکزی را ثبت میکند که نه در چانگآن یا لوئویانگ، بلکه در شهری فرعی در شمال غربی مستقر بودند و در همان لحظهای که سوئی در حال متحد کردن چین بود، هنوز در حال سفارش ساخت بنای یادبودی به سبک اجدادی خود بودند. صحنههای آتش زرتشتی آن، جامعهای را نشان میدهد که بدون تسلیم شدن از دین خود، در حکومت چینی جذب شده بود، همان عمل متعادلسازی که در هر تخت چینی-سغدی قابل مشاهده است. تخت تیانشویی گمنام که در امتداد جادههای کاروانی به شهرهای زادگاه مانند پنجکنت ردیابی میشود و در داستان طولانیتر تمدنهای باستانی آسیای مرکزی و چین قرار دارد، گویای هزاران تاجر جاده ابریشم است که تاریخ هرگز نام آنها را ثبت نکرده است.
سوالات متداول
مقبره تیانشویی چیست؟
مقبره تیانشویی (天水粟特墓) که مقبره شیماپینگ نیز نامیده میشود، یک آرامگاه متعلق به سلسله سویی (۵۸۱–۶۱۸ میلادی) متعلق به یک مقام ناشناس سغدی است که در سال ۱۹۸۲ در شیماپینگ در شهر تیانشویی، استان گانسو ، چین کشف شد. ویژگی بارز آن یک تخت سنگی تراشیده شده برای مراسم تدفین است - یک تخت مرتفع که توسط صفحهای از تخته سنگهای تراشیده شده احاطه شده است - که با صحنههایی از شکار، جشن و پرستش آتش زرتشتی تزئین شده است. یک گیره موی طلایی و آینه برنزی نیز کشف شد. این یافتهها در موزه شهر تیانشویی نگهداری میشوند.
چه کسی در مقبره تیانشویی دفن شده است؟
ساکن این تخت، یک اشرافزاده یا مقام سغدی بود که نامش ثبت نشده است، زیرا هیچ سنگنبشتهای برای شناسایی او باقی نمانده است. او به جامعه سغدیان آسیای مرکزی - بازرگانان و مدیران جاده ابریشم از شهرهایی مانند سمرقند و بخارا - تعلق داشت که در شمال چین ساکن شده بودند. گیره موی طلایی و آینه برنزی که همراه با تخت پیدا شده است، نشان میدهد که او و همسرش در قرن ششم یا اوایل قرن هفتم میلادی روی تخت سنگی با هم دفن شدهاند.
چرا تخت تدفین تیانشویی مهم است؟
این یکی از حدود دوازده تخت تدفینی چینی-سغدی است که از چین شناخته شده است، و یکی از معدود تختهایی است که قدمت آن به سلسله سوئی و نه سلسلههای شمالی اولیه برمیگردد. پرده حکاکی شده آن، فرم مبلمان چینی را با موضوعات سغدی و صحنههای محراب آتش زرتشتی ترکیب میکند و آن را به سندی نادر از چگونگی حفظ دین و هنر اجدادی یک جامعه آسیای مرکزی در حین جذب شدن در جامعه چین تبدیل میکند. همچنین نشان میدهد که این سنت در یک شهر ایالتی، دور از پایتختهای امپراتوری ، زنده مانده است.




