غارهای ماهاکالی گروهی از نوزده کاوش سنگی بودایی هستند که حدود قرن اول پیش از میلاد آغاز و تا قرن ششم میلادی ادامه یافتهاند و در تپهای بازالتی در آندری شرقی، در وسط بمبئی مدرن ، کنده شدهاند . این غارها همچنین و به طور دقیقتر، با نام غارهای کوندیویت شناخته میشوند، نامی که جی. ام. کمپبل، گردآورنده فرهنگنامه ریاست جمهوری بمبئی، در سال ۱۸۸۲ به آنها داده است، نامی که از روستای کوندیوتی که در آن زمان در همان نزدیکی قرار داشت، گرفته شده است. این غارها بر روی یک تپه کم ارتفاع قرار دارند که اکنون مشرف به جاده ارتباطی جوگشواری-ویخرولی و شهرک صنعتی SEEPZ است و جاده دسترسی به آنها به نام جاده غارهای ماهاکالی نامگذاری شده است.
اهمیت آنها به هیچ وجه با اندازهشان متناسب نیست. در میان نوزده حجرهی عمدتاً سادهی رهبانی، یک زیارتگاه - غار ۹ - مدفون است که شامل یک استوپا به قطر ۲.۳۵ متر است که درون یک محفظهی دایرهای قرار دارد ، شکلی که تنها دو نمونهی مشابه در هر کجای هند دارد که هر دو غارهای موریایی در بیهار هستند. حداقل یک متخصص استدلال کرده است که این قدیمیترین تالار چایتیا در غرب هند است، که میتواند تپهای ناشناخته در حومهی بمبئی را به نقطهی آغاز سنتی تبدیل کند که از باجا، کارلا و آجانتا میگذرد.
غارهای ماهاکالی کدامند؟
غارهای ماهاکالی یک مجموعه صومعه بودایی هستند که از بازالت سیاه جامد - به طور خاص تله آتشفشانی برشی، سنگی که به شدت در معرض هوازدگی قرار میگیرد و باعث از بین رفتن بسیاری از جزئیات این مکان شده است - تراشیده شدهاند. این کاوشها عموماً بین قرن اول پیش از میلاد و قرن ششم میلادی قدمت دارند، که گروه جنوب شرقی قدیمیتر از دو خوشه است و غارهای شمال غربی عمدتاً در قرن چهارم و پنجم میلادی تراشیده شدهاند.
بیشتر این نوزده مورد ، ویهارا هستند : تالارهای مسکونی با حجرههایی که به آنها باز میشدند و راهبان در آنها میخوابیدند، به علاوه مخازن سنگی برای جمعآوری آب موسمی . تنها یکی از آنها چایتیا، نمازخانهای است که در اطراف استوپا ساخته شده و قلب آیینی هر صومعه غاری بودایی است . این مجموعه توسط سازمان باستانشناسی هند محافظت میشود و در میان مکانهای تاریخی مهمتر در شبکه وسیعتر مکانهای سنگی کونکان قرار دارد که شامل صومعه بسیار بزرگتر کانهری ، تقریباً ده کیلومتری شمال، میشود.

نوزده غار در دو روی یک تپه
کاوشها به دو گروه تقسیم میشوند: پانزده مورد در جبهه جنوب شرقی تپه و چهار مورد در جبهه شمال غربی. آنها هرگز به عنوان یک طرح واحد در نظر گرفته نشدهاند. غارهای جنوب شرقی سادهتر، سادهتر و قدیمیتر هستند؛ گروه شمال غربی متعلق به مرحله بعدی حمایت از چندین قرن بعد است.
اولین دستهای که بازدیدکننده با آن مواجه میشود، غارهای ۱ تا ۳، مجموعهای از سه غار مرتبط به هم است. غار مرکزی دارای یک حیاط باز است که به رواقی با چهار ستون و دو ستون ستونی منتهی میشود که بر فراز جانپناه حکاکی شده با الگوی نردهای که معماران غار هند غربی از چوب و سنگ در اطراف استوپاها وام گرفته بودند ، قرار دارند. در داخل، تالار حدود هفت متر عمق و ۴.۲ متر عرض دارد، با یک جایگاه برای یک شمایل در ضلع غربی و یک استوپا حکاکی شده بر روی دیوار پشت آن. ستونها دارای بدنههای مربعی و سرستونهای به طرز چشمگیری ابتدایی هستند - یکی از واضحترین نشانههای قدمت اولیه در این مکان.
غار شماره ۴، ویهارای اصلی است. یک رشته پلکان پنج پلهای به ایوانی به عرض ۱۱.۱ متر و عمق ۲.۸ متر منتهی میشود که روی چهار ستون هشت ضلعی ساده بدون سرستون قرار دارد. سه درگاه به یک تالار مستطیلی به ابعاد ۱۱.۲ متر در ۷.۶۵ متر باز میشوند. طرح آن غیرمعمول است: به جای اینکه حجرههای راهبان مستقیماً به تالار باز شوند، مانند اکثر ویهارایهای غربی هند، این حجرهها به اتاقهای جانبی باز میشوند که به نوبه خود به تالار متصل میشوند. کل غار کاملاً بدون مجسمه یا تزئینات است.
در انتهای این توالی، غار ۱۳ از نظر معماری پیشرفتهترین غار است. یک حیاط محصور با عرض شش متر و عمق ۳.۸ متر، با چهار پله به ایوان ستوندار منتهی میشود و سه ورودی به یک تالار مربع شکل با ارتفاع ۸.۸ متر در هر طرف با یک سکوی مرکزی مرتفع که بر روی چهار ستون قرار دارد، باز میشود. این ستونها دارای پایههای گرد، میلههای هشت ضلعی هستند که با بالا رفتن به صورت دایرهای میچرخند و چرتکههایی با طرح آمالاکا - واژگانی که متعلق به قرنها بعد از سرستونهای خام غارهای ۱ تا ۳ است - دارند. هشت سلول از تالار باز میشوند.
نحوه شماره گذاری غارها
شمارهگذاری غارها در کوندیویت ثابت نیست و این موضوع هر کسی را که منابع را مقایسه میکند، به اشتباه میاندازد. چایتیا در فهرست استاندارد مورد استفاده توسط سازمان باستانشناسی و در اکثر برچسبهای محوطه، غار ۹ است، اما در بررسی میدانی دقیق ساوراب ساکسنا برای پوراتاتوا، به عنوان غار ۵ ظاهر میشود و اس. آر. واچوپ، نقشهبردار، در نوشتهای در سال ۱۹۳۳، همان زیارتگاه دایرهای غار ۸ را توصیف کرده است. توصیفات حتی زمانی که اعداد مطابقت ندارند، مطابقت دارند. این مقاله از شمارهگذاری استاندارد استفاده میکند که در آن چایتیا غار ۹ است.

چرا غار شماره ۹ مهمترین غار در کوندیویته است؟
غار شماره ۹، غار چایتیا است و شبیه هیچ چایتیا دیگری در غرب هند نیست. هیچ شبستان رأسالخیمهای، هیچ ردیف ستونی و - جزئیاتی که بیشترین تمایز را ایجاد میکند - هیچ طاق چایتیا بر بالای ورودی وجود ندارد. چیزی که بازدیدکننده در عوض پیدا میکند، یک تالار مستطیلی با عرض حدود ۵.۴ متر و طول ۷.۴ متر است که به طور غیرمعمولی هیچ ستونی در ضلع شرقی باز آن وجود ندارد و در پشت آن یک درگاه کوچک وجود دارد که به یک تالار کاملاً دایرهای منتهی میشود.
درون آن محفظه، استوپا قرار دارد: یک توده نیمکره جامد به قطر ۲.۳۵ متر که توسط یک دیوار دایرهای محصور شده و در اطراف آن فضای کافی برای راهب جهت طواف آیینی وجود دارد. هیچ بنای دیگری در مجموعه بناهای هند غربی، استوپای خود را به این شکل محصور نکرده است.
جی. ام. کمپبل خاطرنشان کرد که تنها دو نمونه مشابه برای معبد دایرهای در هر کجای هند وجود دارد و هر دو بیش از ۱۵۰۰ کیلومتر دورتر هستند: غارهای لوماس ریشی و سوداما در تپههای بارابار نزدیک گایا در بیهار، که در قرن سوم پیش از میلاد در دوران موریاها کاوش شدند. دکتر دولاری قریشی، در کتاب « معابد سنگی هند غربی» ، نتیجه گرفت که بنابراین، به نظر میرسد کوندیویت قدیمیترین چایتیا در غرب هند باشد و اولین انحراف ساختاری از مدل بارابار را ثبت میکند: در لوماس ریشی، تالار بیرونی از کنار وارد میشود و به صورت عرضی به سمت معبد امتداد مییابد، در حالی که در کوندیویت، تالار و اتاق دایرهای روی یک محور واحد که از ورودی شرقی به عقب برمیگردد، تراز شدهاند.
آن تراز محوری، نطفه هر چیزی است که در ادامه میآید. تالار را امتداد دهید، راهروهای جانبی و ردیفی از ستونها را اضافه کنید، یک پنجره قوسی روی در قرار دهید تا استوپا را روشن کند، و به تالارهای کلاسیک چایتیا در بدسه و کارلا میرسید.
کتیبه پیتیمبا
در کنار یکی از دو پنجره مشبک معبد استوپا ، کتیبهای کوتاه وجود دارد که اولین بار توسط کمپبل گزارش شده است. او فرم حروف آن را نزدیک به فرم حروف کتیبه رودرادمان مربوط به قرن سوم میلادی در گیرنار ارزیابی کرد. بهاگوانلال ایندراجی، کتیبهشناس پیشگام هندی، آن را به عنوان «هدیهای از یک ویهارا، به همراه برادرش، توسط پیتیمبا، برهمنی از گوتاما گوترا، ساکن پاچی کاما» خوانده است.
این متن کوچکی است که حجم زیادی از مطالب را در خود جای داده است. نام اهداکننده ذکر شده است، هدیه به جای خود زیارتگاه، یک اقامتگاه رهبانی است، و - گویاتر از همه - مردی که هزینه یک صومعه بودایی را پرداخت میکند ، خود را برهمن یک گوترای نامدار معرفی میکند. این ترکیب وابستگیها کاملاً نمونهای از حامیان غیرروحانی است که صومعههای غارنشین غرب هند را تأمین مالی میکردند ، کسانی که از خانوادههای تاجر، کشاورز و کاهن بودند و دقیقاً به این دلیل که شایستگی نصیب اهداکننده نامدار میشد، کمکهای خود را بر روی سنگ ثبت میکردند.

بوداهایی که قرنها پس از استوپا اضافه شدهاند
دیوارهای تالار چایتیا در ابتدا خالی بودند. پیکرههای بودا که اکنون بر روی آنها حک شدهاند، متعلق به دوره بسیار متاخر ماهایانا هستند ، زمانی که تصاویر عبادی بودا به شیوهای که در زمان استوپا به تنهایی به عنوان هدف احترام قرار نمیگرفت، به مرکز پرستش تبدیل شده بودند. هفت تصویر از بودا و چهرههای مرتبط با آن از اساطیر بودایی در غار ۹ شمارش شدهاند؛ همه آنها ناقص شدهاند.
در میان آنها تابلوی معجزه شراواستی وجود دارد، موضوعی که قدمت آن در کوندیویت تقریباً به قرن پنجم یا ششم میلادی برمیگردد، که در آن بودا در مقابل جمعیتی از تماشاگران خود را تکثیر میکند. شکاف بین محفظه دایرهای ساده استوپا و این نقش برجستههای روایی شلوغ، کل دوره حیات فعال این مکان است که در یک اتاق واحد فشرده شده است.

کوندیویت و شبکه غارهای کونکان
هیچ صومعه غاری در گاتهای غربی به صورت جداگانه ساخته نشده است. آنها در امتداد گذرگاهها و مسیرهای ساحلی که کالاها را بین فلات دکن و بنادر ساحل کونکان حمل میکردند، تجمع یافتهاند و با کمکهای بازرگانان، اصناف و مسافرانی که از این مسیرها استفاده میکردند، تأمین میشدند. کوندیویت به اندازه کافی به کانهری - که تا قرن پانزدهم میلادی یک مرکز بودایی فعال باقی ماند - نزدیک است که تقریباً مطمئناً این دو با هم مرتبط بودهاند، چه به عنوان یک جامعه اقماری و چه صرفاً به عنوان مؤسسات همسایه که از مشتریان یکسانی استفاده میکردند.
همان تپههای اطراف جایی که اکنون بمبئی است، چندین کاوش دیگر را در خود جای دادهاند، و بناهای سنگی برهمایی بعدی الفانتا و جوگشواری نشان میدهند که چگونه همان مهارتهای استخراج و حکاکی در نهایت تغییر مسیر دادهاند. در کوندیویت ، این گذار آثار فیزیکی به جا گذاشته است: به نظر میرسد حداقل یک زیارتگاه سلولی در مقطعی یک شیوا لینگا در آن نصب شده بوده که بعداً برداشته شده است.
غارهای امروزی
کوندیویت تاریخ مدرن دشواری داشته است. این غارها بارها مورد تجاوز قرار گرفتند، زیرا آندری شرقی در اطراف آنها صنعتی شد و پوشش مطبوعاتی در دهه 2000 این مجموعه را به عنوان یک مجموعه مورد غفلت و سوءاستفاده توصیف کرد. از آن زمان دامنه تپه دیوارکشی و کنار جاده حصارکشی شده است و این مکان اکنون یک بنای تاریخی ASI محافظت شده و دارای بلیط است ، اگرچه بازالت همچنان در معرض هوا قرار دارد و بسیاری از حکاکیها فراتر از خواندن فرسوده شدهاند.
آنچه باقی مانده هنوز قابل توجه است. کمتر از سه کیلومتر از یکی از شلوغترین مناطق اداری هند، و از خط مترو قابل مشاهده است، یک استوپا وجود دارد که نزدیکترین خویشاوندان معماری آن برای جانشینان آشوکا در بیهار تراشیده شده است. کوندیویت یک مکان دیدنی نیست. اما یک مکان مهم است.

منابع و ادامه مطلب
- غارهای ماهاکالی در دانشنامه ویکی پدیا
- Saurabh Saxena، "Mumbai - Kondivite یا Mahakali Caves" - Puratattva
- جیمز فرگوسن و جیمز برگس معابد غاری هند (۱۸۹۲) — بایگانی اینترنت
- فهرست الفبایی بناهای تاریخی، ماهاراشترا — سازمان باستانشناسی هند
- غارهای ماهاکالی — وزارت گردشگری، دولت هند
- معابد غاری بودایی هند — دانشنامه تاریخ جهان
- استوپا — دانشنامه تاریخ جهان
- غارهای بارابار در دانشنامه ویکی پدیا



